تبلیغات
مهدویت 2 - علت و فلسفه غیبت امام زمان

علت و فلسفه غیبت امام زمان

دوشنبه 11 بهمن 1389 02:47 ب.ظ

نویسنده : احمد دهداری
علت و فلسفه غیبت امام زمان
از آن‎جا كه مسئله غیبت امام عصر(عج) از طرف ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ مطرح شده است، از همان زمان این مسئله مورد بحث و گفت‎گو قرار گرفته و راجع به علت آن از ائمه ـ علیهم السلام ـ سؤال شده و ایشان پاسخ‎ هایی را به آن داده ‎اند كه بدان اشاره خواهیم نمود؛ لیكن برای روشن شدن این پرسش لازم است، پیشاپیش نكاتی را یادآور شویم:

1. «تكلیف» مبتنی بر اصل «اختیار» است، یعنی در صورتی می‎ توان به كسی امر و نهی كرد و او را به انجام كاری تكلیف كرد كه بتواند آن كار را انجام دهد یا آن را ترك نماید. بنابراین، مكلف نمودن انسان مجبور لغو و بیهوده است.

2. امام زمان(عج)، آخرین حجت معصوم خداوند است، و اوست كه احكام الهی را به طور كامل اجرا خواهد كرد و حكومت عدل را در كل جهان برپا خواهد نمود. این مطلبی است كه احادیث متواتر اسلامی بر آن دلالت می ‎كند. چنان‎كه پیش ازاین به آن اشاره شد.

3. سیره و روش پیامبران و رهبران الهی در معاشرت با افراد جامعه و حل و فصل امور مبتنی بر روش متعارف و معمول میان انسان‎ها می‎ باشد، و استفاده از معجزه و روش‎های خارق ‎العاده، امری استثنایی بوده و بهره‎ گیری از آن به موارد ویژه اختصاص دارد؛ زیرا در غیر این صورت غرض از تكلیف و هدایت و ارشاد كه آزمایش انسان‎ها و رشد و تعالی آنان از روی اراده و اختیار خویش است، عملی نخواهد شد.

و نیز امدادهای غیبی كه در زندگی دینداران و مؤمنان رخ داده است، در حد شایستگی‎ها و قابلیت‎ هایی بوده است كه آنان از طریق طاعت و بندگی خدا فراهم ساخته بودند. 4. با توجه به این‎كه وجود و حضور امام زمان(عج) خطری جدی برای ستمكاران و تبهكاران می ‎باشد، بدیهی است آنان به شدت با او خصومت ورزیده، و وجود و حضورش را تحمل نكردند، و در صدد قتل و نابودی او برآیند، به همین جهت بود كه خلفای عباسی جاسوسانی را گماشته بودند تا همسران امام عسكری ـ علیه السلام ـ را زیر نظر داشته باشند و از این طریق فرزند او را شناسایی نموده و او را از سر راه خود بردارند، ولی خداوند آثار بارداری را در مادر حضرت مهدی(عج) آشكار نساخت، تا دشمنان از راز وجود او آگاه نشوند و حجت خدا باقی بماند.

5. تشكیل حكومت عدل جهانی، با حفظ اصول یاد شده(رعایت اصل اختیار، استفاده از روش‎های عادی زندگی، مصونیت رهبر از خطر دشمنان) در صورتی امكان‎ پذیر است كه همه ملتها از نظر روحی و فكری پذیرای چنان حكومتی با چنان رهبری باشند، یعنی از حكومت‎ها و سیاستهای مبتنی بر آرا و اندیشه ‎های گسسته از وحی و مدیریت و رهبری الهی مأیوس و ناامید گردیده و برای آمدن منجی كل و امام عدل و فضیلت، لحظه شماری نمایند. در چنین شرایطی است كه اراده و خواسته ملتها مجال هر گونه توطئه‎ ای را از قدرتهای شیطانی می ‎گیرد و حجت خدا با تكیه بر مشیت خدا و به پشتوانة خواست عمومی ملتها می‎ تواند، حكومت عدل‎ گستر خویش را برپا نماید.


نگاهی به روایات سه نكتة یاد شده، یعنی:

1. تشكیل حكومت عدل جهانی؛

2. آزمایش انسان‎ها؛

3. خوف از قتل.

در احادیثی كه از ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ در رابطه با غیبت امام زمان(عج) و علت آن روایت شده، مطرح گردیده است، و به ویژه «خوف از قتل» شمار زیادی از روایات را به خود اختصاص داده است، تا آن‎جا كه طبق آن چه مرحوم مجلسی در «بحار الانوار» [1] روایت كرده این مطلب در ده روایت، به عنوان علت غیبت حضرت مهدی(عج) معرفی شده است.

هم‎چنین احادیث مربوط به این‎كه حضرت مهدی، آخرین حجت خدا و مأمور تشكیل حكومت عدل جهانی است، درحد تواتر است و از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده است.

مسئله ابتلا و آزمایش نیز در پاره‎ای از روایات به عنوان فلسفة غیبت امام زمان مطرح گردیده است، چنان‎كه امام صادق ـ علیه السلام ـ خطاب به جمعی از اصحاب خود كه دربارة حكومت بر حق «اهل بیت» گفت‎وگو می‎كردند، فرمود: «به خدا سوگند! آن چه در انتظارش هستید، واقع نخواهد شد تا آن كه آزمایش و غربال شوید. به خدا سوگند! این امر تحقق نخواهد یافت، مگر پس از یأس و پس از آن كه اهل شقاوت و سعادت، شقاوت و سعادت خود را بازیابند».[2]

یادآوری

مسئله غیبت امام زمان(عج) را می‎ توان از رازهای غیبی خدا دانست كه آگاهی بر حقیقت و اسرار آن فراتر از توان و ظرفیت فكر بشری است، ولی با استناد به براهین عقلی و نقلی می‎ دانیم كه همه افعال الهی مشتمل بر حكمتها و مصالحی است كه تضمین كننده سعادت بشری می‎ باشند، هر چند علم و آگاهی بشر از درك كامل آن ناتوان باشد.

بنابراین، پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد، و اصولاً نیازی به بحث تفصیلی در این‎ باره نیست؛ زیرا علم اجمالی به این‎كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است، چنان‎كه در بسیاری از احكام دینی حل برخی امور بر همین پایه استوار است.

مطلب فوق مضمون روایتی است كه مرحوم صدوق از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت كرده است. عبدالله بن فضل هاشمی می‎ گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ شنیدم كه فرمود: «برای صاحب این امر، غیبتی مقرر شده است كه باید به آن عمل كنند، و در زمان غیبت او اهل باطل دچار شك و تردید می ‎شوند؟»

به امام ـ علیه السلام ـ عرض كردم گفتم: فدایت شوم! این غیبت برای چیست؟

امام ـ علیه السلام ـ پاسخ داد: برای امری است كه ما مأذون به كشف آن نیستیم.

گفتم: پس وجه حكمت الهی در غیبت او چیست؟

امام ـ علیه السلام ـ فرمود: وجه حكمت آن، جز پس از ظهور او آشكار نخواهد شد، چنان‎كه وجه حكمت سوراخ كردن كشتی، و كشتن جوان، و ساختن دیوار توسط خضر ـ علیه السلام ـ ، برای موسی ـ علیه السلام ـ روشن نشد، مگر هنگام مفارقت آن دو از یكدیگر. ای فرزند فضل! این امر، امری الهی، و سری خدایی و غیبی از غیوب خداوند است. هر گاه ما دانستیم كه خداوند ـ عزوجل ـ حكیم است، تصدیق می‎كنیم كه همة افعال او حكیمانه است، هر چند وجه حكمت آن‎ها برایمان روشن نگردد[3]

آثار و فواید وجود امام عصر(عج)

در این‎كه مردم از وجود امام زمان(عج) بهره می‎برند، شكی نیست، و این بهره ‎مندی به صورت‎های مختلف جلوه‎ گر است.

الف. همان‎گونه كه قبلاً بیان گردید، وجود امام زمان ـ كه نمونه تمام عیار انسان كامل است ـ فلسفه حیات و زندگی است، و اگر وجود چنین انسانی نباشد، حیات به منزله كالبدی بی ‎جان، و بیابانی خشك و سوزان است.

به عبارت دیگر: زمین خالی از حجت خدا لغو و بیهوده است. بنابراین، وجود مقدس آن حضرت سبب غایی دوام حیات و زندگی است.

بر این پایه، همه انسان‎ها اعم از مؤمن و كافر در حمایت خویش وامدار وجود مبارك آن حضرت می‎باشند.

ب. از برخی روایات استفاده می‎ شود كه امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ گاهی در میان افراد جامعه حضور می ‎یابد، هر چند كسی او را نمی ‎شناسد. یكی از جاهایی كه آن حضرت به صورت ناشناس حاضر می ‎شوند، مراسم حج خانه خداست. چنان‎كه از محمدبن‎ عثمان دومین نایب خاص امام عصر(عج) نقل شده كه گفته است: «به خدا سوگند، صاحب این امر (امام زمان(عج)) هر سال در مراسم حج حاضر می ‎شود، مردم را می‎ بیند و آنان را می‎ شناسد، و مردم نیز او را می ‎بینند، ولی او را نمی ‎شناسند»

بنابراین، امام ـ علیه السلام ـ می ‎تواند معارف و مطالب مهم و رهنمودهای تعیین‎ كننده خویش را در حدی كه مأمور به بیان آن هستند به مردم منتقل نماید، چنان‎كه در حدیثی كه از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده، آمده است: برادران یوسف ـ علیه السلام ـ پس از آن كه مدتی یوسف از آنان غایب بود، او را نشناختند و با شگفتی گفتند: آیا تو یوسفی؟ بنابراین، چه مانعی دارد كه خدا همین سنت را در مورد حجت خود جاری نماید، و آن حضرت در بازارها و در جمع آنان حضور یابد، ولی آنان او را نشناسند، تا این‎كه خدا به او اذن دهد تا خود را معرفی نماید. همان ‎گونه كه به یوسف ـ علیه السلام ـ اذن داد و او خود را به برادرانش شناساند.[5]

ج. در میان مؤمنان و شیعیان خالص آن حضرت كسانی هستند كه در اثر تزكیه نفس و صفای باطن، شایستگی ملاقات و دیدار او را پیدا می‎ كنند ـ هر چند خود آنان در لحظه دیدار به این حقیقت واقف نباشند ـ و از این طریق از فیض معنوی امام بهره ‎مند می‎ گردند، و جامعه نیز از طریق آنان، به منبع فیض خداوندی نایل می‎ شود.

د. علم به این‎كه امام ـ به اذن و مشیت الهی ـ بر افعال افراد نظارت دارد، و از سوی دیگر هر لحظه احتمال ظهور او وجود دارد، عامل مؤثری در خودداری از گناه و رعایت احكام الهی خواهد بود.

هـ. فقیهان عادل و پارسا، نواب عام امام زمان(عج) هستند و در عصر غیبت، رهبری و زعامت جامعه بشری را بر عهده دارند. و این روش معمول رهبران است كه در حال غیبت خود با تعیین افرادی به عنوان نماینده و یا فرستادن آنان به مناطق دوردست، پیروان خود را هدایت و رهبری می‎كنند.

بنابراین، چنین نیست كه امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ جامعه بشری را به كلی به حال خود رها كرده و هیچ ‎گونه نظارت و تصرف و تأثیری در سرنوشت آنان نداشته باشد.

خورشید پس ابر

در احادیث اسلامی، نحوه بهره ‎مندی انسان‎ها از وجود امام زمان(عج) در عصر غیبت به بهره‎مندی از خورشید پشت ابر تشبیه شده است، چنان‎كه امام صادق ـ علیه السلام ـ در پاسخ این پرسش «سلیمان اعمش» كه مردم چگونه از حجت غایب بهره ‎مند می‎ شوند؟ فرمود: همان‎ گونه كه از خورشید پشت ابر نفع می ‎برند.[6]

جابربن‏ عبدالله انصاری نیز این مضمون را از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز نقل كرده است.[7] نیز همین مطلب در توقیعی كه از حضرت صاحب‎ الامر(عج) توسط محمدبن ‎عثمان ( دومین نایب خاص آن حضرت) برای اسحاق‎ بن‎ یعقوب صادر شده آمده است.[8]

این تشبیه بیانگر نكاتی است كه برخی از آن‎ها را یادآور می‎ شویم:

1. همان‎گونه كه مردم از نور و گرمای خورشید ـ هنگامی كه پشت ابر است ـ به كلی محروم هستند، ‌از نور وجود و معنویت خورشید ولایت نیز به كلی محروم نمی ‎باشند.

2. چنان‎كه پنهان شدن خورشید از ناحیه خورشید نیست، بلكه به دلیل ابرهاست كه میان دیدگان انسان‎ها و خورشید، فاصله می ‎شوند، غیبت امام زمان(عج) نیز از ناحیه او نیست بلكه موانعی در كار است كه وجود قدرتهای جابر، و عدم آمادگی روحی و فكری توده‎های مردم از آن جمله ‎اند.

3. خورشید برای همیشه پشت ابر باقی نخواهد ماند و پنهان شدن آن در پشت ابر، مایه یأس و ناامیدی نیست، هم‎چنین نباید در اثر طولانی شدن غیبت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از ظهور او مأیوس گردید، بلكه باید با امید به ظهور او خود را برای بهره‎ مند شدن از نور باهر وجود او به طور كامل آماده ساخت.

‎های پیشینمسئلة غیبت در تاریخ امت

در تاریخ پیامبران الهی مواردی یافت می ‎شود كه پیامبر خدا به دلایلی از میان امت و قوم خود غایب شده است، و این مطلب یكی از وجوهی است كه در توجیه غیبت امام زمان بیان شده است، چنان‎كه امام صادق ـ علیه السلام ـ در پاسخ این سؤال كه وجه حكمت غیبت حضرت قائم(عج) چیست؟ فرمود: «وجه حكمت غیبت آن حضرت همان وجه حكمت غیبت‎ های سایر حجت ‎های خدا قبل از اوست.»[9]

و در حدیث دیگری آمده است كه امام صادق ـ علیه السلام ـ به حنان بن سدیر فرمود: «مشیت خدا بر این استقرار یافته كه سنتهای پیامبران پیشین ـ علیهم السلام ـ را در مورد غیبت قائم ما جاری سازد، پس حاصل جمع مدت غیبت‎ های آنان درباره او واقع خواهد شد.»[10]

پیامبران كه در احادیث به غیبت آنها استشهاد شده است، عبارتند از:

1. حضرت یونس، 2. حضرت یوسف، 3. حضرت موسی، 4. حضرت صالح.

غیبت سه پیامبر نخست در قرآن كریم نیز آمده است.

عبدالله ‎بن‎ سنان می‎ گوید: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: در مورد قائم(عج) سنتی از موسی ـ علیه السلام ـ واقع می‎ شود. پرسیدم: آن سنت كدام است؟ فرمود: مخفی بودن ولادت، و غیبت از قومش.[11]

محمد ‎بن‎ مسلم گوید: نزد امام باقر ـ علیه السلام ـ رفتم تا درباره قائم آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ از او سؤال كنم. قبل از آن كه لب به سخن بگشایم، امام فرمود: در قائم آل محمد پنج شباهت از پنج پیامبر موجود است:

1. شباهت به یونس ـ علیه السلام ـ و آن عبارت است از بازگشت به سوی قوم خود پس از غیبت از آنان، به گونه‎ای كه وقتی از میان آنان رفت جوان بود، و وقتی بازگشت پیر شده بود.

2. شباهت به یوسف ـ علیه السلام ـ كه عبارت است از غیبت از قوم و خویشاوندان و دشوار شدن امر غیبت وی بر پدرش یعقوب ـ علیه السلام ـ .

3. شباهت با موسی ـ علیه السلام ـ در خفای ولادت، و غیبت از شیعیان و پیروانش، و آزارهایی كه از دشمنانشان دیدند، تا این‎كه بازگشت و خداوند او را بر فرعونیان پیروز ساخت.

4. شباهت با عیسی ـ علیه السلام ـ در این‎كه در مورد زنده بودن او اختلاف نمودند، برخی گفتند: زنده است، و برخی گمان كردند كه او مرده است.

5. شباهت با جدش رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه با شمشیر قیام خواهد كرد و دشمنان خدا و رسول خدا را نابود خواهد ساخت.[12]

نیز درباره غیبت صالح ـ علیه السلام ـ از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده كه فرمود: او مدتی طولانی غایب بود. و هنگامی كه بازگشت قیافه‎ اش كاملاً تغییر كرده بود، و مردم در مورد او سه دسته شده بودند، عده‎ای او را تصدیق كردند، عده‎ای او را تكذیب نمودند، و گروهی نیز دچار شك و تردید شدند.

هم چنین از آن حضرت پرسیده شد: آیا در دوران غیبت صالح ـ علیه السلام ـ عالم و دانشمندی در میان قوم او بود تا آنان را راهنمایی كند؟ امام ـ علیه السلام ـ پاسخ داد: خدا عادل ‎تر از آن است كه زمین را بدون عالمی كه مردم را به خدا دعوت نماید، باقی گذارد.[13]


پی نوشت :
[1] . بحار الانوار، ج 52، باب علة الغیبة، ص 98ـ90.

[2]. اصول كافی، ج 1، كتاب الحجه، باب التمحیص و الامتحان، روایت 6 ـ پنج روایت دیگر این باب نیز مربوط به همین مسئله است.

[3] . علل الشرایع، باب 179، علة الغیبة، حدیث 8.

[4] . بحار الانوار، ج 51، ص 350.

[5]. علل الشرایع، ص 244، باب 179(علة الغیبة).

[6]. بحار الانوار، ج 52، باب علة الغیبة، ص 92.

[7]. همان مدرك.

[8]. همان مدرك.

[9]. علل الشرایع، ص 246.

[10] . همان مدرك، ص 245.

[11]بحار الانوار، ج 51، ص 216.

[12]. بحار الانوار، ج 51، ص 218ـ217.

[13]. همان، ص 216ـ215.

 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -