تبلیغات
مهدویت 2 - انتظار سازنده

انتظار سازنده

سه شنبه 5 بهمن 1389 07:59 ب.ظ

نویسنده : احمد دهداری
انتظار سازنده
ریشه این اندیشه در آیات قرآنى و روایات اسلامى نهفته شده و در جهت عكس نظریه انتظار مخرب است. از آیات قرآن استفاده مى‏شود كه ظهور مهدى موعود حلقه ‏اى از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است كه به پیروزى نهایى اهل حق مى‏انجامد. سهیم بودن یك فرد در این سعادت موقوف به این است كه آن فرد عملاً اهل حق باشد. مهدى موعود مظهر نویدى است كه به اهل «ایمان و عمل صالح» داده شده است، او مظهر پیروزى نهایى اهل ایمان است. ظهور مهدى موعود منّتى است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان و وسیله‏اى است براى پیشوایى و مقتدایى آنان، مقدّمه‏ اى است براى وراثت خلیفة اللهى آنها بر روى زمین: (و نُرید أن نَمُنَّ عَلَى الَّذین استُضعِفوا فِى الأرض و نَجعلَهُم أئمّة و نَجعَلَهُمُ الوارِثین).
ظهور مهدى موعود تحقق بخش وعده‏اى است كه خداوند متعال از دیرزمان‏ها در كتب آسمانى به صالحان و متقیان داده است كه زمین ازآن ِ‏آنان است: (وَ لَقَدْ كَتَبْنا فى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِىَ‏الصّالحون).
حدیث معروفِ: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَ جَورَاً نیز شاهد، تقویت كننده و مؤید نظریه انتظار سازنده است نه مؤید نظریه انتظار مخرب، زیرا در این حدیث نیز تكیه بر ظلم و سخن از گروه ظالمى است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند كه قیام مهدى براى حمایت مظلومانى است كه استحقاق حمایت دارند. بدیهى است كه اگر گفته مى‏شد: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ إیماناً وَ تَوحیداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ كُفْراً وَ شِرْكاً وَ فساداً، مستلزم این نبود كه لزوماً گروهى مستحق حمایت وجود داشته باشد، چرا كه در آن صورت، استنباط مى‏شود كه قیام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسیده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت یك اقلیت. شیخ صدوق طبق روایتى از امام صادق(ع) مى‏گوید: «این امر تحقق نمى‏پذیرد، مگر این كه هر یك از شقى و سعید به نهایت كار خود برسند». پس سخن در این نیست كه سعیدى در كار نباشد و فقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.
در روایات سخن از گروه زبده ‏اى است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مى‏شوند، بدیهى است كه این گروه ابتدا به ساكن خلق نمى‏شوند، (بلكه قبلاً در میان جامعه اسلامى زیست كرده ‏اند).
انتظار دعوت به نپذیرفتن باطل است، نپذیرفتن بردگى و ستم، انتظار درفش بنیادگر مقاومت در برابر هر ناحق و هر ستم و ستم گرى است. مجاهدت‏هاى خستگى‏ناپذیر شیعه در طول تاریخ گواه بر این است كه در این مكتب سازش و سستى راه ندارد. به شیعه منتظر فرمان داده‏ اند كه سلاح خود را همیشه آماده داشته باشد، باید هم‏چنین باشد، چرا كه منتظرانِ برپایى عدالت باید خود به عدالت و داد تعهد داشته باشد. كجا انسان معتقد متعهد، در دوران عمر خویش ساكت مى‏نشیند و هر ظلم و ناحقى را تحمّل مى‏كند و آرمان اعتقادى و تعهدى خویش را به كنارى مى‏نهد تا پس از سال‏ها مصلح موعود بیاید و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد؟ سستى و سكوت پذیرفته نیست؛ چگونه كسانى به خود اجازه مى‏دهند كه تعالیم والاى مكتب تشیع را نامتعهدانه تفسیر كنند. اگر خود اهل اقدام نیستند مردانه و صریح اذعان كنند نه این كه با تفسیر غلط بگویند كه «اینها تكلیف نیست». آیا تكلیف مسلمانان این است كه بنشینند تا همه چیز بر باد رود، حتى دین و ناموسشان؟ آیا تكلیف مسلمانى این است كه زیر سلطه كافران از خدا بى‏خبر بروند، در حالى كه خداوند مى‏فرماید: (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرینَ عَلَى المُؤمِنینَ سَبیلاً)؛ خداوند هرگز نخواسته كه كافران بر مؤمنان سلطه یابند.
شیعه منتظر، به انتظار قائم است، همو كه با شنیدن نامش بر مى‏خیزد و آمادگى خویش را اعلام مى‏دارد، پس انتظار مخرب هرگز، هر چه براى شیعه رقم خورده، انتظار سازنده و امید ساز است و بس!



: انتظار سازنده


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -